عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
132
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
كسانى هستى كه اهل ناله و زارى ، براى ما مىباشند و در شادى ما شاد و در غم و اندوه ما ، اندوهگين و براى ترس و بيم ما ، خوفناك و در آسايش ما ، آسودهاند . « 1 » اين ترس و بيم كه در عمق جان زائران نفوذ كرده ، دلهاى آنان را آكنده بود ، به زودى و با صدور روايات امام صادق ( ع ) ، جاى خود را به آرامش و آسايش داد ؛ رواياتى كه بر زيارت امام حسين ( ع ) ، تأكيد داشت و شوق زيارت را جايگزين ترس شديد ، از دستگاه مخوف بنى اميّه و مزدوران آنها نمود . بعد از پخش و انتشار اين روايات ، مردم با شيفتگى و اشتياق روز افزون ، رهسپار زيارت مىشدند . اين روايات در سراسر جهان اسلام ، بازتاب يافت و زبانها و قلمها ، آنها را از شهرى به شهر ديگر منتقل مىكردند . در نتيجه همتها را برانگيخت و جانهاى شيفته را از راههاى دور و نزديك مثل اطراف و نواحى جزيرهء العرب و سرزمين ايران به زيارت گسيل داشت ، در حالى كه لازم بود ، رنجها و سختىهاى فراوانى را در اين راه ، تحمل كنند و همواره تا مراجعت به وطن خود ، ترسان و هراسان باشند . از جملهء اين روايات ، حديثى است كه ابن بكير ارجانى از مردم جنوب ايران از امام صادق ( ع ) نقل كرده و گفته است : به آن حضرت عرض كردم : اينجانب در ارجان ، ساكنم و همواره قلبم ، بر سر زيارت قبر جدّ بزرگوارتان با من ، در ستيز است . هنگامى كه به قصد زيارت از وطن خارج مىشوم ، از خليفه و جاسوسان و مزدوران او ، پيوسته در بيم و هراسم تا زمانى كه باز مىگردم . آن حضرت فرمود : اى پسر بكير ! آيا دوست ندارى خداى متعال تو را در راه ما ، ترسان ببيند ؟ آيا نمىدانى ، هركس به خاطر ما ترسان گردد ، خداى متعال او را در سايهء عرش خود ، جاى مىدهد و امام حسين ( ع ) ، هم سخنش مىشود و خداى متعال از ناله و زارى روز قيامت - روزى كه مردم ، ناله و زارى
--> ( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 101 ، شماره 6 .